چرا تمرکز حواس ندارم؟

چرا تمرکز حواس ندارم؟

سؤالی که معمولاً زیاد پرسیده می‌شود این است که چرا تمرکز حواس ندارم؟

بسیاری از افراد با شنیدن کلمه تمرکز به مطالعه فکر می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند که تمرکز فقط و فقط مربوط به مطالعه و درس خواندن است. اما واقعیت متفاوت است. زمانی که در مورد کمبود تمرکز صحبت می‌شود مشکلات متفاوتی وجود دارد. برای مثال ناتوانی در مدیریت زمان، حواس‌پرت بودن، عدم توجه کافی به دیگران، عوامل مزاحم در کار، زیاد بودن بار ذهنی و معمولاً احساس ناامیدی برای تمام کردن کار به‌صورت کامل و سروقت.

این مشکلات در طی روز سبب می‌شود که با مفهوم جدیدی به نام تمرکز و عدم تمرکز کافی در زندگی روزانه روبه‌رو شویم.  اینکه محیط تمرکز ما را کاهش می‌دهد و یا مشکلات شخصی و یا خانوادگی فرقی نمی‌کند.  درهرصورت نتیجه یکسان است. شما تمرکز حواس ندارید و این موضوع بر بازدهی و احساس شما تأثیر می‌گذارد.

مشکل بزرگ کمبود تمرکز حواس

مشکل بزرگ کمبود تمرکز حواس ترافیک فکری است که در زندگی وجود دارد. بار فکری که روزانه بر دوش‌هایمان حمل می‌کنیم زمان ما را می‌دزدد. زمان‌های بسیاری را صرف فکر کردن می‌کنیم. فکری که نه‌تنها برای ما بی‌فایده است بلکه از پیشرفت و موفقیت ما نیز جلوگیری می‌کند.

اما افراد توانمند سعی می‌کنند که زندگی خود را کنترل کنند. آن‌ها اجازه نمی‌دهند که دچار حواس‌پرتی شوند و سعی می‌کنند که با راهکارهایی کنترل زندگی خود را به دست بگیرند. درنتیجه توجه و تمرکز خود را کنترل می‌کنند و به عوامل ایجادکننده حواس‌پرتی اجازه مزاحمت نمی‌دهند.

در ادامه راهکارهایی برای مدیریت تمرکز و توجه ارائه می‌شود.

 انرژی

مغز ما برای تمرکز نیاز به انرژی دارد. طبق تحقیقات زمانی که انرژی خود را به کارهای بی‌اهمیت اختصاص می‌دهیم طبیعی است که انرژی ما تمام گردد. ما همیشه فکر می‌کنیم که مغز ما دارای یک منبع انرژی بی‌پایان است. کارها را بدون اولویت‌بندی انجام می‌دهیم. هنگامی‌که نیاز به تمرکز داریم و باید کارهای مهم و اساسی زندگی را انجام دهیم ناتوان می‌شویم. نمی‌توانیم به‌خوبی تصمیم‌گیری کنیم زیرا انرژی مغزی ما محدود است.

هنگامی‌که بیش‌ازحد نگران هستیم، انرژی مغز ما تخلیه می‌شود. اگر خود را درگیر فعالیت‌های فکری زیادی کنیم نیز انرژی ما تخلیه می‌شود. بنابراین با تشخیص اولویت‌ها و استفاده بهینه از انرژی می‌توانیم بهتر تمرکز کنیم و کمتر خسته شویم.

مطالعه بیشتر  چگونه بهتر بخوابیم؟ چگونه خواب بهتری را تجربه کنیم؟

 احساس

تمرکز بر جنبه‌های منفی زندگی خود و دیگران سبب کاهش تمرکز شما می‌شود. سعی کنید احساس مثبت داشته باشید و بیشتر بر نکات مثبت تمرکز کنید.

نوع احساس شما تعیین‌کننده قدرت تمرکز و کیفیت کارتان است. اگر هنگام انجام کاری نگران هستید و یا در محیطی کار می‌کنید که احساس اطمینان نمی‌کنید این موضوع بر تمرکز شما اثرگذار است.

هنگامی‌که بتوانید احساسات خود را به‌درستی تشخیص دهید، متمرکزتر خواهید شد و کیفیت کار و زندگی‌تان افزایش می‌یابد.

مطالعه بیشتر  روش‌ افزایش تمرکز و غلبه بر تمرکز منفی

 سازمان‌دهی

زندگی و کار خود را سازمان‌دهی کنید. وقتی بدون برنامه کار می‌کنیم تمرکز کافی نداریم. آگاه بودن از برنامه پیش رو و سازمان‌دهی آن‌ها به شما کمک می‌کند تا تمرکز بیشتری داشته باشید.

برای مثال مشخص کنید که چه پروژه‌هایی دارید. لیست آن‌ها را مشخص کنید. وسایلتان را مرتب کنید تا به‌راحتی به آن‌ها دسترسی داشته باشید. هر فعالیت را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید و آن را در طی چندین مرحله به انجام برسانید. در کارهایتان نظم و ترتیب داشته باشید.

 اهداف

وقتی نمی‌دانید در زندگی چه هدفی دارید تمرکز شما نیز کم است. مشخص بودن اهداف در زندگی کاری و خانوادگی به شما برای حفظ و تقویت تمرکز و توجه کمک می‌کند.

کاغذی بردارید و اهداف خود را مشخص کنید. از زندگی چه چیزی می‌خواهید؟
در رابطه با کار، فکر، روح، پول، فرزند، فامیل، جسم و همسر خود چه می‌خواهید؟ چه چیزی برای شما مهم است؟

مثلاً در رابطه بافکر بنویسید که دوست دارید چگونه فکر کنید؟ طرز نگاهتان به آینده چگونه باشد؟

در رابطه با همسر بنویسید که دوست دارید چه گونه همسری باشید؟ دوست دارید با فرزندانتان چگونه رفتار کنید؟ تمام عوامل مهم در زندگی‌تان را یادداشت کنید.

مشخص کردن اهداف و خواسته‌ها از زندگی به شما کمک می‌کند تا دید بهتری از آینده خود داشته باشید. ازآنجاکه اهدافتان را مشخص می‌کنید می‌دانید که چه چیزی برایتان مهم است درنتیجه در طی روز باانگیزه‌تر هستید و تمرکز بالاتری دارید.
لیست اهدافتان را مشخص کنید و آن را جایی قرار دهید که هرروز ببینید.

 علاقه

هنگامی‌که به کاری علاقه دارید و برای انجام آن انگیزه داشته باشید تمرکزتان تقویت می‌شود.

داشتن معنا، هدف و انگیزه در زندگی سبب می‌شود که حواس‌پرتی‌های شما کمتر شود.

اگر زمان خود را صرف کارهایی کنید که به زندگی شما معنا ببخشد و احساس مفید بودن کنید می‌توانید راحت‌تر فکر و ذهن خود را کنترل کنید.

ایجاد معنا در زندگی‌تان می‌تواند در رابطه باکارتان باشد و یا زندگی شخصی، فرزند و یا روحیه خودتان. برای مثال می‌توانید هدفتان را یادگیری یک مهارت جدید قرار دهید.

مهارتی که احساس مفید بودن به شما بدهد. با این کار می‌توانید تمرکز خود را تقویت کنید.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

5 نظرات

  1. احسان می گوید

    بسيار روان و عالى نوشتيد ممنون

    1. سارا حمیدی می گوید

      سپاسگزارم

  2. احمد معین می گوید

    سلام و درود بر شما استاد عزیز
    ممنونم بابت مطالب خوبی که بیان کردید و واقعا این نکات موثرند البته اگر عمل کنیم.

    1. سارا حمیدی می گوید

      سپاسگزارم جناب معین. شاد و موفق باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.